محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
310
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
و از طرفى واقع مطلب آن است كه محدود ساختن مجازات كيفرى بر انسان بالغ و سالم مطلقا يك اصل جديدى در جهان اسلام نيست ، بلكه قديم و مربوط به بيش از سيزده قرن قبل است و به اندازهء انگشتان از آغاز مقرّر شدن اين قانون تحرّكى اتّفاق نيفتاده است ، و بنيانگذار اسلام فرموده است : « از سه گروه قلم ( تكليف ) برداشته شده است : از كسى كه خوابيده تا وقتى كه بيدار شود ، و از ديوانه تا بهبود يابد ، و از كودك تا بزرگ شود . » « 1 » ، يعنى كودكان مطلقا مسؤول نيستند تا به سنّ ازدواج برسند و همچنين ديوانگان تا وقتى كه عقلشان بازگردد . بنابراين ؛ حيوانات سزاوارتر بر معاف شدن هستند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « العجماء جبار * » « 2 » يعنى چهارپايان هدرند ، مسئوليّتى ندارند ، بلكه مكتب ظاهريّه در تفسير اين روايات به مطلب دورترى توجّه كرده است و تنها به رها ساختن اين قبيل موجودات از مجازات دردناك قانع نشده است ، بلكه به معاف قرار دادن مالك حيوان از هر نوع غرامتى به عنوان جزا نيز قائل شده است و همچنين كسانى را كه سرپرستى كودكان و ديوانگان را برعهده دارند . « 3 » از طرف ديگر ، مىبينيم كه تعميم نظريّهء دوم فوكونيه علىرغم تمام قيودى كه ايراد كرده
--> ( 1 ) - ر ك : سنن ابى داوود : 4 / 141 ، حديث 4403 ، كتاب حدود ، باب 17 ؛ و صحيح بخارى : 8 / 204 ، كتاب لا محاربين من اهل الكفر و ردّه ، باب 7 ، و بخارى حديث را به اين نحو آورده است : ( باب لا يرجم المجنون و المجنونه ) على عليه السّلام به عمر گفت : « مگر نمىدانى كه قلم از ديوانه برداشته شده تا وقتى كه بهبود يابد و از كودك تا وقتى كه بزرگ شود و از خفته تا بيدار شود ؟ » . ( مترجم عربى ) و رجوع كنيد به : مسند احمد : 1 / 118 ، حديث 956 و ص 140 ، حديث 1183 و ص 155 ، حديث 1327 و ص 158 ، حديث 1360 ؛ الفردوس بمأثور الخطاب : 2 / 277 ، حديث 3285 ؛ كشف الخفاء : 1 / 523 ، حديث 1394 ؛ كتاب السّنن : 2 / 95 ، حديث 2079 و 2080 ؛ المصنّف ابن ابى : 4 / 194 ؛ موارد الظّمآن : 1 / 359 ، حديث 1496 ؛ سنن دارمى : 2 / 225 ، حديث 2269 ؛ مجمع الزّوائد : 6 / 251 : سنن كبراى بيهقى : 4 / 269 ، حديث 8091 و : 6 / 84 حديث 11235 . ( * ) - در المنجد ( حرف ع ) ، عبارت حديث چنين نقل شده : « جرح العجماء حبار » . اى جرح البهيمة هدر لانّها لا تقاصّ » . با اينكه اينجا با حاء مهمله ( حبار ) آمده ، ولى ( جبار ) با جيم منقوطه نيز به معناى هدر آمده است - مترجم . ( 2 ) - ر ك : صحيح بخارى : 2 / 545 ، حديث 1428 و 6 / 2533 ، حديث 6514 ؛ رسائل المرتضى : 1 / 425 ؛ صحيح مسلم : 3 / 1334 ، حديث 1710 ؛ الخلاف : 5 / 509 ؛ شرح نووى بر صحيح مسلم : 11 / 225 : « العجماء جرحها جبار » رجوع كنيد به تفسير قرطبى : 11 / 315 ؛ مبسوط شيخ طوسى : 3 / 92 ؛ صحيح ابن خزيمه : 4 / 46 ، حديث 2326 ؛ سنن دارمى : 1 / 483 ، حديث 1668 و 2 / 257 ، حديث 2378 ؛ سرائر : 3 / 424 ؛ مجمع الزّوائد : 3 / 78 ؛ سنن كبراى بيهقى : 4 / 155 ، حديث 7836 و 8 / 342 ؛ موّطا مالك : 2 / 869 ؛ المصنّف عبد الرّزاق : 10 / 66 ؛ المعجم الأوسط : 3 / 355 ، حديث 3390 ؛ مسند احمد : 2 / 274 ، حديث 7690 . ( 3 ) - مسند احمد ، ج 2 : ص 296 .